try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:
امروز: جمعه, 5 اردیبهشت, 1393

تازه هاي فرهنگي ايران و جهان

Send to friendSend to friend

گذشتن از برزخ با دست‌خط امام!
در زمان حضرت امام خميني(ره) هزاران نامه از ايران و سراسر جهان به دفتر معظم‌له مي‌رسيد که ايشان در حد مقدور به بسياري از آنها پاسخ داده‌اند. يکي از اين نامه‌ها، نامه خواهري به نام مهين محمدي از اهالي کوهدشت لرستان است که با پول و دست خود ژاکتي براي حضرت امام بافته و همراه نامه‌اي خطاب به امام، در مورخه 19/11/1361 به ايشان تقديم کرده بود.
پاسخ امام خميني(ره) به نامه سراسر مهر و ارادت آن بانو، چنين بود: «بسمه تعالي. دخترم؛ نامه محبت آميز شما با هدية ارزشمندي که با دست خود بافته‌ايد، واصل شد. از ارزش‌هاي معنوي اين نحو هديه‌ها بايد ياد کرد که آن ارزش‌ها نزد خداوند متعال ثبت مي‌شود. خداوند تعالي امثال شما فرزندان متعهد را براي اسلام حفظ و افزون نمايد، و ماها و شماها را با رحمت خويش قرين فرمايد. والسلام عليک و رحمة‌الله 10 جمادي الاولي 1403- روح الله الموسوي الخميني»
و اما 20 سال بعد، خانم مهين محمدي در يک سانحه دلخراش رانندگي به همراه دو فرزندش در دم جان مي‌دهند و همسرش از اين حادثه جان سالم به در مي‌برد. خانم بتول محمدي، خواهرمرحومه محمدي نقل مي‌کند: خانواده ما از اين مصيبت سنگين بسيارمتاثر بود و شب اول قبر تا صبح، کنار قبر آن عزيزان از دست رفته به گريه و زاري و خواندن قرآن و دعا مشغول بوديم. تا اين‌که نزديکي‌هاي صبح براي لحظاتي به خواب فرو رفتم؛ خواهرم را ديدم که با لحني نگران و عصباني چيزي را از همسرشان درخواست مي‌کردند، و مرتب تکرار مي‌کرد که من از همسرشان بگيرم و برايش بفرستم!
بيدار شدم و چيزي نگفتم و دوباره به خواب فرو رفتم و باز هم ايشان را ديدم که هم چنان با سماجت و نگراني به من اصرار مي‌کرد و مي‌گفت از علي(همسرش) بگير و برايم بياور! وقتي بيدار شدم، موضوع را با مادرم در ميان گذاشتم. بلافاصله با همسر خواهرم تماس گرفتند و ماجراي خواب مرا براي او تعريف کردند. علي آقا که در اين حادثه مجروح و در بيمارستان بستري بود گفت؛ همسرم سال‌ها پيش، نامه‌اي به امام(ره) نوشته و جواب دريافت نموده و وصيت کرده بود که دست‌خط حضرت امام(ره) را به منظور شفاعت به همراهشان دفن کنند. به اين طريق از جريان نامه و وصيت ايشان باخبر شديم، و موضوع را با يکي از روحانيون معزز در ميان گذاشتيم و گفت، چون وصيت کرده، بايد نامه همراه ميت دفن شود. دست‌خط نامه مبارك امام خميني(ره) را پيدا کرده و با ايجاد شکافي کوچک، آن را در قبر مرحومه مهين محمدي قرار داديم. پس از مدتي آن مرحومه به خواب من آمد وگفت: «من که بايد مي‌رفتم! الان از هفت مرحله به راحتي گذشتم.» منبع/حوزه
شروط امام برای مقابله به مثل
امیر سرتیپ غلامحسین دربندی، همرزم شهید صیاد شیرازی و از فرماندهان دفاع مقدس، در گفت‌وگویي گفت: امام(ره) مخالف حمله به شهرهاي عراق در جنگ بودند. اما دشمن به شهرهای ما رحم نمي‌كرد؛ چنانكه در محله‌ای دیده شده است ۲۰ نفر از اعضای یک فامیل دو ـ سه تا خانه بغل هم، یک جا شهید می‌شدند. فرماندهان در چنین شرایطی آمدند خدمت حضرت امام که آیا شما اجازه می‌دهید ما هم اقدام متقابل کنیم و شهرهای عراق را بمباران کنیم؟ نقل است که امام خمینی(ره) می‌گویند ما در جنگ نامردی نمی‌کنیم. و فرمودند اسلام چنین اجازه‌ای نمی‌دهد، ما هر کاری دلمان بخواهد نمی‌توانیم بکنیم.
بعد که دشمن در سال ۶۴ حملات هوایی‌اش را شدت داد و تهدید کرد همه جا را می‌زدند، حتی نماز جمعه‌ها را، دوباره خدمت امام آمدند که آقا شهرها را می‌زنند اجازه دهید ما هم بزنیم! دشمن با دو هدف این کار را می‌کرد اول اين‌كه در پشت جبهه خانواده‌های رزمنده‌ها را به رعب و وحشت اندازد و دوم اين‌كه دل رزمنده‌ها را با این کار خالی کند که نتوانند در جبهه بمانند. فشار استکبار جهانی از یک سو و حملات ناجوانمردانه عراق به عقبه جبهه از سویی دیگر، باعث شد که فرماندهان دوباره خدمت حضرت امام(ره) رفته و از ایشان اجازه حمله به شهرها را بگیرند.
امام عزیز برای زدن شهرهای عراق شروطی می‌گذارند. اولاً از ۷۲ ساعت جلوتر اعلام کنید فلان روز و فلان ساعت مثلا بغداد، بصره و فلان جا را می‌خواهیم بزنیم تا مردم اطلاع داشته باشند و شهر را خالی کنند تا از دماغ یک بی‌گناه خون نیاید؛ ثانیاً ۴ شهر عراق را امن اعلام کنید: کربلا، نجف، سامرا، کاظمین؛ و ثالثاً مراکز عمومی مثل مدارس، بیمارستان‌ها و بازارها را نزنید و مراکز دولتی، مراکز نظامی، انبار مهمات، سوخت و پادگان‌ها را بزنید.
سابقه ندارد ما هیچ کدام یک از این شهرها را به حرمت حرم اهل‌بیت(ع) در جنگ زده باشیم؛ در حالی که صدام در جریان قیام مردم عراق که مبارزان به حرم امام حسین(ع) پناه برده بودند، حرم را به خاک و خون کشید به طوری که هنوز آثار گلوله‌ها روی دیوارهای حرم امام حسین(ع) دیده می‌شود. نخستین حمله هوایی که ما کردیم و نخستین موشکی هم که زدیم و خیلی دقیق بود، بانک مرکزی عراق بود.
زمانی‌که دشمن دید حریف سینه به سینه بچه‌های ما نشد، شروع به زدن شیمیایی کرد. اول هم گفت از شهر خودمان شروع می‌کنیم، حلبچه را آن چنان زده بود که پنج‌هزار نفر یک‌جا خفه شده بودند. دشمن به زور سلاح شیمیایی می‌خواست جبهه‌ها را خالی کند؛ در فاو، در جزیره مجنون، در شلمچه حتی خباثت را فراتر از این گذاشت برخی از شهرهای مرزی ما مثل سردشت، ایلام و ... را بمباران شیمیایی کرد که هنوز آثارش در مردم و سرزمین آنجا هست. فرماندهان جنگ باز خدمت امام(ره) آمدند و گفتند «دشمن شیمیایی می‌زند طوری که هر موجود جنبنده‌ای از نبات، انسان و حیوان همه را از بین می‌برد شما نیز اجازه دهید، مقابله به مثل کنیم» امام خمینی(ره) فرمودند: «ما جنگ غیر انسانی نمی‌کنیم» و اجازه ندادند، تا آخر جنگ هم پای این حرفشان ایستادند. منبع/فارس
تفرقه، امام را رنج می‌داد
دکتر سید حسن عارفی درباره اولین باری که امام را معاینه کرد گفت: 12 بهمن 57 بعد از سخنرانی امام در بهشت زهرا ایشان را به یک دستگاه آمبولانس منتقل کردند. من در آنجا نبض امام را گرفتم؛ همه چیز عادی بود و نشانه‌ای از اضطراب و هیجان که مسأله‌ای قلبی ایجادکند وجود نداشت.
وی درباره اینکه چه زمانی قلب امام را معاینه کرده است گفت: زمانی که امام در آغاز انقلاب در قم بودند برای اولین بار برای معاینه قلب ایشان با هلیکوپتر به قم رفتم. نوار گرفتم و دیدم التهاب وجود دارد. آن زمان در کردستان بلوا بود. وی افزود: در همان منزلی که امام بودند تجهیزات آوردم و سیم‌کشی کردم و سی‌سی‌یو آماده کردم و 2 روز امام را بستری کردیم. بعد از 2 روز ایشان را راضی کردیم که به تهران ببریم. امام را در شبی برفی به تهران و بیمارستان شهید رجایی منتقل کردیم.
وی با اشاره به اینکه هر روز صبح فشار امام سنجیده می شد گفت: یک روز صبح بعد از اینکه ایشان را چک کردم به تهران برگشتم ولی بعد از چند ساعت خبر دادند که حال ایشان خوب نیست، به همین دلیل به قم برگشتم. دکتر عارفی با بیان اینکه مسائل بزرگ مانند جنگ، ایشان را رنج نمی داد چون می‌دانستند که جنگ یعنی کشتن و کشته شدن اما مسائل عاطفی امام را ناراحت می کرد افزود: بعد فهمیدم که آن روز صبح یک مادر شهید خدمت امام رسیده و لباسی را به ایشان هدیه می کند و می‌گوید هر دانه از این بافتنی را که بافته‌ام یک صلوات فرستادم؛ امام بعد از این گفته مادر شهید ناراحت شده بودند.
وی یکی از مسائلی که منجر به احساس «درد قلب» در امام شده بود را بعد از قضیه آقای منتظری عنوان کرد و گفت: بعد از «جریان نامه» ایشان دچار «درد قلب» شدند. او تصریح کرد: مسائل عاطفی و تفرقه ایشان را رنج می داد.
دکتر حسن عارفی در پاسخ به پرسشی درباره ویژگی‌های اخلاقی امام در تعامل با پزشک معالج خود گفت: امام100% دستور پزشک را اجرا می کردند و دارویی که می‌دادیم تا آخر مصرف می‌کردند. امام وقتی بیمار می‌شدند به معنی واقعی کلمه مریضی حرف گوش‌کن بودند. منبع/خبرآنلاين
لاجوردي و آوردن توّابين به منزل
اگر بخواهیم چند نفر را در تاریخ انقلاب نام ببریم که بیش از همه مورد هجمه دوست (یا دوست نمایان) و دشمن بوده‌اند و بیش از همه بر علیه آنها تهمت و شایعه و دروغ منتشر مي‌شد، قطعاً باید از شهید سید اسدالله لاجوردی نام برد. در مورد ایشان مي‌گفتند كه او زندان اوین را به «شکنجه‌گاه» و «سلاخ‌خانه» و ... تبدیل کرده و هرکس را می‌گيرد، با رفتارهای خلاف شرع و خلاف قانون به زیر شکنجه‌های قرون وسطایی می‌برد! اما وقتی از نزدیک به بررسی قضایا می‌نشینیم، غیر از تناقضات فاحشی که در همان تهمت‌ها وجود دارد و دروغ بودن آنها را خود به خود نمایان می‌کند، به تعداد بی‌شماری از خاطرات می‌رسیم که طبق آنها، شهید لاجوردی بر اساس رفتار انسانی و عاطفی و از آن مهم‌تر بر اساس نمایاندن حقیقت از طریق عقل و مستندات خدشه‌ناپذیر، زندانیان دستگیر شده را به سمت حقیقت می‌برده و همین باعث می‌شده تا آنها نه تنها توبه کنند، بلکه بعضی از آنها به مریدان سرسخت ایشان هم تبدیل شوند.
سید محمد لاجوردی فرزند آن شهید در خاطره‌اي نقل مي‌كند: «یادم هست یک روز پدرم، دو نفر از فرقانی‌ها را به خانه دعوت کرده بود و اینها در اتاق پذیرائی ما بودند. بعدازظهر بود که حاج‌آقا آنها را آورد و اسلحه کمری پر و آماده خود را روی دکور اتاق پذیرايی گذاشته و پیش اینها دراز کشیده بود ... ما که در اتاق رفت و آمد می‌کردیم، دیدن این منظره برایمان واقعاً عجیب بود که دو تا زندانی،‌ آن هم از گروه فرقان را بیاوری و اسلحه پر را هم جلوی دستشان بگذاری و بعد هم با خيال راحت بخوابی! ما واقعاً می‌دیدیم که ایشان به خواب عمیقی رفته‌اند! صحنه فوق‌العاده عجیبی بود.»
سید حسین لاجوردی هم در ادامه در تکمیل سخن برادرش چنین گفت: «من می‌خواستم نکته‌ای را درباره علت آمدن برخی از اعضای گروه فرقان به منزلمان، ذکر کنم. قرار بود فردای آن روز اینها از زندان آزاد شوند و حاج آقا مطمئن بودند که اینها توبه کرده‌اند و به همین دلیل آنها را به منزل آورده بودند. ما که در آن دوران نوجوان بودیم، وقتی شنیدیم حاج‌آقا این کار را کرده‌اند، خیلی ترسیدیم؛ مخصوصاً اینکه شنیدیم حاج آقا اسلحه پر را هم در دسترس آنها گذاشته بودند که اگر واقعا از ته قلب توبه نکرده‌اند و در صداقت آنها شک و شبهه‌ای هست و قرار است از مسئولین نظام، کسی را ترور کنند، آن فرد حاج آقا باشند، به آنها هم با شوخی و خنده گفته بودند که آن اسلحه پر است! عرضم این است که اگر قرار بود شک و شبهه‌ای برطرف شود، حا‌ج‌آقا حاضر بودند این شبهه با در معرض خطر قرار گرفتن خودشان انجام شود.
در سال‌های ۶۳ و ۶۴ توبه در زندان رسم شده بود! و سازمان مجاهدین خلق به اعضای خود دستور داده بود که توبه تاکتیکی کنند و بیرون بیایند و کارهای تشکیلاتی را دنبال کنند! حاج‌آقا به مسئولین وقت قوه قضائیه، خیلی تاکید داشتند که این توبه‌ها، توبه‌های واقعی نیستند و ما اسناد و مدارک زیادی در این زمینه‌ها داریم، ولی آنها زیر بار نمی‌رفتند که این توبه‌ها، غیرواقعی است. حاج آقا می‌پرسیدند: "همین‌هائی را که آزاد می‌کنید، حاضرید به محل کار یا منزل مسکونی خود ببرید و یا شما حاضر هستید از این آکواریوم‌ها - منظورشان ماشین‌های ضد گلوله بود - بیرون بیائید و در کنار اینها راه بروید؟ و اگر حاضر نیستید، چطور مردم را در معرض خطرات و آسیب‌های اینها قرار می‌دهید؟" همان دورانی بود که اعضای مجاهدین خلق پنج شش بار به عناوین مختلف دستگیر می‌شدند و توبه می‌کردند و باز به کارهای تشکیلاتی خود باز می‌گشتند! منظورم این است که اگر قرار بود آزمایشی صورت بگیرد که آیا واقعا اینها توبه کرده‌اند یا نه، مردم را در معرض خطر قرار نمی‌دادند، بلکه خودشان را به خطر می‌انداختند که اگر قرار است صدمه‌ای به کسی وارد شود، این فرد خودشان باشند.» منبع/کتاب ماه تاریخی یادآور، به نقل از جهان نيوز
پديده «مادران و پدران كودك»!
در روزهايي كه كارشناسان و مسئولان نسبت به بالا رفتن سن ازدواج نگران هستند و هشدار مي‌دهند، عده‌اي از آن طرف بام افتاده‌اند و خبرهاي عجيبي مي‌رسد. چندي پيش از هرمزگان خبر ‌رسيد كه در سه شهر اين استان پنج كودك زير ۱۰ سال ازدواج كرده‌اند! اين خبر از سوي مدير‌كل ثبت احوال هرمزگان اعلام شد اما هيچ اشاره‌اي به اينكه اين كودكان در چه شرايطي قبول كردند وارد زندگي مشترك شوند، نشد! همچنين از ثبت شش واقعه ازدواج با زوج‌هايي كمتر از ۱۰ سال در اين استان طي ۱۰ ماهه سال‌جاري هم خبر مي‌دهد: «در ۱۰ ماهه سال‌جاري تعداد ۱۵ هزار و ۴۹۶ واقعه ازدواج در هرمزگان به ثبت رسيده است. اين رقم نسبت به سال گذشته 57/3% كاهش نشان مي‌دهد!
آخرين آمارهاي ازدواج كودكان در كشور نشان مي‌دهد دختران بيش از پسران در فهرست ازدواج زودهنگام قرار مي‌گيرند. ۲۴‌هزار‌و ۵۰۶‌ دختر زير ۱۴سال در برابر پنج‌هزار‌و ۵۱۹‌ پسر ۱۰ تا ۱۴ساله نشان مي‌دهد دختران بيشتري با مردان بيشتر از سن خود ازدواج مي‌كنند. شرايطي كه آمادگي‌اش براي دختران در سن مجاز ازدواج هم به احتياط و تامل بيشتري نياز دارد. نگراني از افزايش ازدواج دختران خردسال در كشور در آخرين گزارش نشريه جامعه‌شناسي كشور هم نمود دارد؛ گزارشي كه به پديده «همسران كودك» در ايران امروز اشاره مي‌كند. تعداد «مادران كودك» با ۵/ ۶ برابر افزايش نسبت به «پدران كودك» گوياي اين است كه عمدتا‌ً دختران خردسال و كودك واقع در سنين ۱۸ـ۱۰سالگي با ۸۵% همسر مرداني شده‌اند‌كه در سنين بالاي ۱۸سال قرار دارند و فقط ۱۵% از اين قشر كودكان با كودكان هم‌سن و سال يا هم‌نسل خود ازدواج كرده‌اند. به گفته يك پژوهشگر فعال حوزه كودكان و با استناد به پيمان نامه جهاني حقوق كودك كه افراد زير ۱۸ سال را كودك دانسته، حدود 7% از كودكان در سنين ۱۰ تا ۱۸ ساله كشور تا سال ۸۵ «ازدواج» كرده‌اند و حدود ۷۵۰ هزار نفر از اين ۸۴۸ هزار نفر دختر و مابقي پسر بوده‌اند. ۲۵ هزار نفر از ۸۴۸ هزار كودك در سنين كمتر از ۱۸ سال طلاق گرفته و حدود ۱۲ هزار نفر نيز همسران خود را از دست داده‌اند.
ميزان ازدواج زودهنگام در استان‌هاي كشور بيانگر آن است كه پايين‌ترين ميزان ازدواج زودهنگام متعلق به شهر تهران با ۷/۷% است و مناطق روستايي استان‌هاي اصفهان و سيستان و بلوچستان بيشترين ميزان را به خود اختصاص داده‌اند. همچنين بررسي درصد كساني كه تا قبل از سن ۱۷، ۱۸ و ۱۹ سالگي ازدواج كرده‌اند نشان مي‌دهد كه نزديك به ۸/۲۲% دختران ۱۷ ساله در مناطق روستايي و ۱/۱۳% در مناطق شهري ازدواج كرده‌اند. در ارتباط با دلايل عدم اشتغال به تحصيل افراد ازدواج كرده نيز در اين بررسي ۵۶% افراد اظهار كردند كه دليل ترك تحصيل آن‌ها ازدواج بوده است اين در حالي است كه براي افراد غيرمتاهلي كه به مدرسه نمي‌روند مشكل دسترسي به مدرسه مهم‌ترين عامل بوده است. آمارها نشان مي‌دهد درسطح جهاني نيز ۳۶% زنان ۲۰ تا ۲۴ ساله قبل از رسيدن به سن ۱۸ سالگي ازدواج كرده‌اند. سالانه ۱۴ ميليون نوبالغ ۱۵ تا ۱۹ ساله زايمان مي‌كنند و دختران زير سن ۱۵ سال، ۵ برابر بيش از دختران سن بيست سالگي دست‌خوش مرگ و مير در طول بارداري يا زايمان مي‌شوند.
كارشناسان مي‌گويند فقر يكي از عوامل اصلي ازدواج كودكان با بزرگسالان است. در بسياري از مواقع با وقوع فقر، والدين، بودن دختران را هزينه و بار اضافي بر هزينه خانوار محسوب كرده و با ازدواج او نه تنها بار هزينه را مي‌كاهند بلكه گاه با ازدواج دخترشان با افراد مسن‌تر مي‌توانند به زندگي اقتصادي و اجتماعي دختر و حتي خودشان نيز سامان بهتري دهند. در اين اجتماعات ازدواج براي خانواده دختر به نوعي امتياز اقتصادي نيز محسوب مي‌شود. يك دختر در اين شرايط به عنوان كالا مورد معامله قرار مي‌گيرد و گاه به عنوان پول ‌يا به جاي بدهي معامله مي‌شود. در موارد نابساماني مانند جنگ يا شرايط بد زراعت، خانواده مي‌داند كه دخترانش مي‌توانند زمينه امنيت اقتصادي براي آنان باشند موضوع پرداخت جهيزيه با همين منظور براي تشويق به ازدواج زودهنگام است. منبع/مهر
اندر فساد همسران دیکتاتورهای عرب
یکی از جلوه‌های فساد حکومت‌هاي عرب، همسران رهبران دیکتاتور این کشورها هستند؛ زنانی که بعد از به قدرت رسیدن همسرانشان با خونریزی‌های پنهانی بی هیچ ابایی ثروت‌های مردم عرب را برای ولخرجی‌های خود در فروشگاه‌های لوکس لندن، پاریس و نیویورک هزینه کردند. این زنان از یکسو با ولخرجی‌های خود بر خزانه‌های حکومتی فشار می‌آورند و از سوی دیگر اقوام خود را وارد دستگاه‌های حکومتی می‌کنند و از این طریق برای خود در درون نظام باندهای مخفی و آشکار سیاسی تشکیل می‌دهند، كساني مانند:
لیلا طرابلسی
لیلا طرابلسی زن زین‌العابدین بن علی ديكتاتور مخلوع تونس است. وی که پیشتر یک آرایشگر بود بعد از ازدواج با بن علی بانوی اول تونس شد.
طرابلسی اکثر اقوام خود را در سمت‌های حساس و کلیدی به ویژه نهادهای امنیتی و گارد ریاست جمهوری گمارد تا از این طریق اطراف رئیس جمهور را با وفاداران به خود احاطه کند. وی علاوه بر سمت‌های امنیتی حساسی چون گارد ریاست جمهوری به سیستم اقتصادی تونس نیز تسلط داشت به طوری که بسیاری از نزدیکان لیلا طرابلسی مسئولیت‌های اقتصادی در تونس داشته و بسیاری از شرکت‌ها از جمله شرکت تلفن همراه، بانک‌ها را در اختیار داشتند.
با خودسوزی جوان میوه فروش تونسی و وقوع انقلاب در آن كشور، دوران خوش‌گذرانی‌ها و خرید مارک‌های ایتالیایی و فرانسوی نیز برای طرابلسی به پایان رسید و او اکنون در تبعید با همسرش در عربستان زندگی می‌کند. آخرین اخبار حاکی از آن است که با بن علی به شدت اختلاف دارد و حتی اکنون به دبی سفر کرده حتی اخباری از خودکشی طرابلسی به گوش می‌رسد.
سوزان مبارک
"سوزان ثابت مبارک" همسر حسنی مبارک رئیس مخلوع مصر هرچند مانند همتای تونسی‌اش در کارهای امنیتی و قدرت افزونی توانمند نبود ولی در کارهای اقتصادی و به دست آوردن پول از راه‌های مختلف موفق بود. تنها در یک مورد سوزان برای اینکه کار یک شرکت انگلیسی در اسکندریه مصر را راه بیندازد، عددی بالغ بر 5/2 پوند رشوه دریافت کرد! بنابر گزارش رسانه‌ها میزان دارایی‌های خانواده مبارک تا 40 میلیون دلار برآورد شده و سوزان درحال حاضر به اتهام دست داشتن در ثروت‌اندوزی غیر قانونی و رشوه در حال بازجویی است.
سوزان مبارک در پاسخ به محاکمه‌ خودش تهدید کرده در صورت محاکمه شدن، فیلم‌هایی از رسوایی‌های اخلاقی شاهان عرب به ویژه پادشاهان حاشیه خلیج فارس در مصر را منتشر خواهد کرد تا نشان دهد برای نجات خود به هر حربه‌اي متوسل خواهد شد.
صفیه فرکاش
همسر معمر قذافی نیز در چشم هم چشمی با زنان دیگر رهبران عرب سعی می‌کرد عقب نماند به ویژه که شوهرش خود را امیر الامرای عربی می‌دانست! "صفیه فرکاش" همسر دوم قذافی است که پیش از ازدواج با معمر در یکی از بیمارستان های لیبی پرستار بود و با سقوط رژیم حاکم مجبور شد به همراه دخترش عایشه و پسرانش محمد و هانیبال به الجزایر فرار کند.
معمر قذافی که در سال 1971 با فرکاش ازدواج کرد، ابتدا مانند عبدالله صالح ديكتاتور يمن، علاقه به معرفی همسرش نداشت اما از سال 2005 همزمان با افزایش نفوذ سیف‌الاسلام در حکومت و گسترش تفکرات غرب‌گرایانه در حکومت؛ فرکاش نیز در مهمانی‌های سیاسی حضور یافت و توانست به لطف دلارهای‌های قذافی در آفریقا نایب رئیس سازمان زنان آفریقا شود. صفیه فرکاش با در اختیار داشتن یک شرکت بزرگ هواپیمایی با عنوان "طیران البراق" ثروتمندترین زن لیبی و یکی از ثروتمندترین زنان عرب شناخته می‌شد.
وی علاقه داشت ثروت خود را بیشتر به شکل ذخایر طلا در اختیار داشته باشد و این ثروت به حدی بود که در ویکی لیکس هم به آن اشاره شده بود ولی تاکنونی رقم دقیقی از سرمایه منقول و غیرمنقول وی منتشر نشده است. در سال 1992 زمانی که لیبی گرفتار پرونده لاکربی بود و دارایی‌های خانواده قذافی مصادره شده بود، ثروتی که به نام صفیه فرکاش بلوکه شده بود عددی بالغ بر 30 میلیون دلار بود!
حصه شعلان
"حصه شعلان" همسر ملک عبدالله پادشاه عربستان نیز در میان زنان عرب بیش از هرچیز به ولخرجی‌ معروف است. برای مثال یک سفر یک هفته‌ای وی به ترکیه بیش از یک میليون دلار برای خزانه کشور هزینه برجای گذاشت. شعلان با یک هواپیمای اختصاصی به ترکیه رفت و در این سفر 26 خودرو گران قیمت وی را همراهی می‌کردند و او حتی در هتل‌های گران قیمت و 5‌ستاره حاضر نشد بلکه یک قصر گران‌قیمت تاریخی در ترکیه را برای خود و هیئت همراهش اجاره کرد.
البته شعلان تنها یکی از زنان حرمسرای ملک‌عبدالله است و اخبار معدودی درباره خانواده ملک‌عبدالله منتشر می‌شود چرا که سعودی‌ها نیز برپایه تفکرات قبیله‌ای و وهابی علاقه‌ای ندارند كه زنانشان در مجامع عمومی حضور یابند.
ملکه‌‌های قطر و اردن
از طنزهای سیاست این است که دیکتاتورترین و غیر مردمی‌ترین حکومت‌های خاورمیانه خود را حامی چیزهایي معرفی می‌کنند که هرگز در کشورشان وجود نداشته است. در میان همسران دیکتاتورهای عربی نام دو نفر از آنها بیش از دیگران شناخته شده‌تر است، اولی "رانیا عبدالله" همسر دوم عبدالله شاه اردن است که جانشین "هند حریری" همسر اول شاه اردن شده است. هند که روابط پنهانی با محافظ شاه اردن داشت و سرانجام با وی به فرانسه فرار کرد؛ هرچند به خاطر اینکه خواهر سعد حریری نخست وزیر لبنان بود به قتل نرسید ولی لکه ننگی برای خانواده حریری و خانواده سلطنتی اردن شد.
رانیا فلسطینی‌الاصل است و در ژنو درس خوانده است، وی در زمینه فعالیت‌های دفاع از حقوق زنان و مسائل دموکراتیک فعال است؛ هرچند کشوری که وی در آنجا ملکه است یکی از نمادهای نقض حقوق بشر و حقوق زنان است.
دومین زن سرشناس عرب در مجامع بین‌المللی "موزه بنت ناصر" همسر امیر قطر است که همیشه تلاش دارد خود را به عنوان یک زن مدرن و خوش لباس نشان دهد و اغلب اوقات در کنار همسر خود حضور دارد. موزه بنت ناصر همسر دوم از میان سه همسر امیر قطر است و خود را به عنوان نمادی از نسل جدید بانوان اول کشورهای عربی مطرح کرده است، وی اولین زن از خاندان سلطنتی است که مناصب حکومتی دارد. منبع/جهان نيوز
رُزا، مادر جنبش آزادی سياهان آمريكا
رُزا پارکس (۱۹۱۳ ـ ۲۰۰۵) یک زن سیاه‌پوست (آمریکایی آفریقایی‌تبار) آمریکایی و از فعالان جنبش حقوق مدنی آمریکا بود که بعداً به عنوان «مادر جنبش آزادی» و «بانوی اول جنبش حقوق مدنی» شناخته شد. پارکس به این خاطر مشهور است که روز اول دسامبر سال ۱۹۵۵ از دادن صندلی‌اش در اتوبوس به یک مرد سفیدپوست خودداری کرد و در نتیجه بازداشت و جریمه شد! اقدام اعتراض‌آمیز وی در ایالت آلابامای ایالات متحده آمریکا علیه مقررات نژادی نقطه آغاز نمادین جنبش حقوق مدنی سیاهان آمریکا قلمداد می‌شود. خودداری رزا پارکس از واگذاری صندلی‌اش در یک اتوبوس شهری به یک مرد سفیدپوست و بازداشت متعاقب وی به تحریم گسترده شبکه ترابری همگانی توسط سیاهان منجر شد و به اعتراضات گسترده‌تر دامن زد. کشیش جوانی به نام مارتین لوتر کینگ که بعدها رهبری جنبش مدنی سیاهان را به عهده گرفت، سازماندهی آن تحرکات را به عهده داشت. جنبش اعتراضی او سرانجام به تصویب قانون حقوق مدنی سال ۱۹۶۴ انجامید که هرگونه تبعیض نژادی در آمریکا را ممنوع می‌کرد.
پارکس در سال ۲۰۰۵ در سن ۹۲ سالگی درگذشت و در ساختمان کپیتال هیل در واشنگتن دفن شد. وی تنها زن سیاهپوست تاریخ آمریکاست که در چنین مکانی دفن شده‌ است.
قبل از موفقیت جنبش آزادی‌خواهی سیاهان در بیشتر ایالات جنوبی آمریکا سیاه‌پوستان از سفید‌پوستان جدا بودند. به عنوان مثال سیاهان باید در مدارس جداگانه‌ای درس می‌خواندند، در پارک‌هایی که مخصوص سفیدپوستان بود حضور پیدا نمی‌کردند و حتی از آب‌خوری‌های جداگانه‌ای استفاده می‌کردند! سیاهان همچنین حق سوار شدن به اتوبوس از در جلو را نداشتند! آنها بایستی پس از پرداخت بلیط خود از در عقب اتوبوس وارد می‌شدند. اگر در هنگام مسیر یک سفیدپوست وارد می‌شد و صندلی خالی نبود یک سیاه موظف بود که صندلی‌اش را به وی بدهد!
مارتین لوتر کینگ فرد سیاهی بود که به خاطر پایان بخشی به این وضع از تمام سیاهان خواسته بود که اتوبوس‌ها را تحریم کنند و چون بيش از 70% مسافران اتوبوس‌های شهری آن ایالات را سیاهان تشکیل می‌دادند، وی امید داشت که به این ترتیب حکومت را مجبور کند که برای جلوگیری از ورشکستگی سیستم حمل و نقل شهری، حقوق سیاهان را محترم بشمارد.
رزا پارکس بعدها بنیاد «رزا و رِیموند پارکس» را در دیترویت در سال ۱۹۸۷ تأسیس کرد. وی بیشتر سال‌های عمر خود را صرف آگاهی دادن به جوانانی می‌کرد که از سال‌های سیاه تبعیض نژادی آمریکا چیزی نمی‌دانستند. اتوبوسی که رزا پارکس در آن دستگیر شد. این اتوبوس هم‌اکنون در موزه هِنری فورد نگهداری می‌شود. منبع/پارسينه
از گرگ آقا تا پوپول خانم!
آرشیو، گشنه، گرگ‌آقا، بره، بوشفر، چاه، یتیم، حلوا، پارچه، پاکت، پوپول، ادامه، آشفته، افسرده، نوشابه و ارزان، بخشی از اسامی باور نکردنی افراد در سازمان ثبت احوال است.
هر پدر و مادری دوست دارد تا فرزندش نامی نیک داشته باشد و شاید به همین دلیل است که بسیاری از والدین در انتخاب نام نیکو حساسیت زیادی به خرج می‌دهند و روزها و ماه‌ها برای انتخاب نام مناسب وقت صرف می‌کنند. برخی والدین بر کمیاب بودن نام هم تاکید دارند و ترجیح می‌دهند تا نامی انتخاب کنند که فراوانی کمتری داشته باشد؛ همین امر باعث شده که شاهد اسامی عجیب و غریبی باشیم که گاهی به گوش می‌رسد. با این حال در سال‌های گذشته تغییرات زیادی در نامگذاری فرزندان ایرانیان رخ داده است.
در پایگاه اطلاعات جمعیتی کشور 420 هزار عنوان نام وجود دارد که ۲۲۰ هزار عنوان دخترانه و ۲۰۰ هزار عنوان پسرانه است. تنوع نام‌های دخترانه به واسطه الگوهای نام‌گذاری برابر بررسی‌های صورت گرفته پیش بینی شده که حدود ۲۰ الگوی توصیفی، دینی مذهبی، ملی باستانی، قومی، منطقه‌ای، ترکیبی، نام گل‌ها، طبیعت، حیوانات زیبا، پرندگان، کوه‌ها و رودها و نام موجودات خیالی و تاریخی نمونه‌ای از این الگوهاست.
در این رابطه 14 الگوی نامگذاری برای پسران و ۱۸ الگوی نامگذاری برای دختران وجود دارد. به دلیل آنکه الگوهای دختران برای نامگذاری بیشتر است، تنوع نام‌های دخترانه هم بیشتر است.
آرشیو، آسیب، اجباری، اخی، اردوخان، اشتر، اهریمن، باباقلی، بیابانی، ملخ، فضا، فراری، شفتالو، شربت، قطار، قطاری، قسمت، قربانی، کابوس، گشنه، گرگ آقا، بره، بشم، بهداشت، بوشفر، چاه، چراغ، چیتر، زنگی، سرباز، شوجر، علاقه، غم، غارت، فرار، فراری، فراموش، کوپال، گمان، لذت، لشکر، للو، ورندل، یتیم تنها برخی از اسامی پسران قابل تغییر در این فهرست‌هاست.
این اسامی غالباً به قبل از سال 1370 بر می‌گردد. از زمانی که به مهندسی فرهنگ نام و نام‌نویسی وارد شده‌ایم دیگر اجازه نمی‌دهیم والدین اسامی نامناسب، نامتعارف و مغایر با جنس برای فرزندانشان انتخاب کنند؛ دلیل این کار هم همان فهرست‌هایی است که با توجه به اصرار والدین مأمور ثبت احوال را وادار به ثبت اسم می‌کرده‌اند. همچنين اسم‌هاي: آشفته، آفت، اجبار، افسرده، باجی، بیزار، پنبه، تعارف،‌حلوا، خرما، خیار، شربتی، شقیقه، کفتر، نیمکت، قیمتی، همیشه، نوشابه، ییلاق، لوله، لیاقت، لبو، لباء، مشکی، مشکی‌جان، مغلوبه، مفتول، حاضر، حالتاج، حسرت، حضرت، حبصه، خارا، خابس، پارچه، پاکت، پنیر، پوپول، پولی، انقلاب، اوجق، آمریکا، آلمان، انگلیس، انه، آقا بگم، ادامه و ارزان بخشي از اسامی قابل تغییر برای دختران است.
گذاشتن اسامی خارجی بر فرزندان ممنوع است اما برخی از نام‌هاست که با زبان فارسی خودمان یکی است. مانند نام برخی گل‌ها که مشابهت زیادی دارد اگر این اسامی مغایرتی با ارزش‌های ایرانی، اسلامی نداشته باشد مشکلی برای ثبت آن وجود ندارد. مانند رز، یا نام سوزان. البته هنوز هم برخی والدین این اسامی را برای فرزندانشان انتخاب می‌کنند که از گذاشتن آن جلوگیری می‌شود؛ انتخاب اسامی که بعد از ۹۲ سال در فرهنگ نام گزینی وجود ندارد، مثل اسم هوریزا، لیزا واژه‌های خارجی است و معنی خوبی ندارد و هارای که هیچ منبع معتبری ندارد.
ثبت لقب به عنوان اسم نيز ممنوع است. طنسگل، نارسیسا، مرسدس یا عسل خاتون که خاتون یک اسم قدیمی است و معمولاً لقب مادربزرگ‌ها بوده که ثبت لقب نیز به عنوان اسم ممنوع است.
براساس آمار، بیشترین انتخاب نام ایرانیان برای فرزندان اسامی ائمه اطهار(ع) است که فراوانی ۱۰ نام اول ثبت شده در پایگاه اطلاعات جمعیتی سازمان ثبت احوال طی ۹۲ سال برای پسران به ترتیب عبارت است از: محمد، علی، حسین، مهدی، حسن، رضا، محمدرضا، علیرضا، احمد و عباس؛ و برای دختران نیز به ترتیب: فاطمه، زهرا، مریم، معصومه، زینب، سکینه، رقیه، خدیجه، لیلا و سمیه.
برخی اسامی اقبال موقتی دارند. از این زاویه رسانه ملی نیز نقش مهمی در فرهنگ مهندسی نام و نامگذاری دارد؛ مثلا در سریال میوة ممنوعه اسم «هستی»، در سریال ستایش، نام «ستایش»، در سریال ۵ کیلومتر تا بهشت اسم «آیدا» به واسطه شخصیت خوبی که در فیلم داشتند مورد پسند مردم قرار گرفت و در مقطعی بیشترین اسامی فرزندان دختر از بین این اسم‌ها بود.
اما اسم‌های ائمه معصومین(ع) مانند اسم حسین، امیرحسین و محمد حسین علاوه بر طول سال، در دو ماه محرم و صفر نیز بیشترین فراوانی را دارند. این مسئله درباره برخی از نام‌ها نیز صدق می‌کند. به عنوان نمونه زمان انقلاب و رحلت امام خمینی(ره) اسم روح‌الله بالاترین میزان فراوانی را در میان اسم‌های پسر داشت یا سال‌های مختلفی که از طرف رهبر معظم انقلاب نامگذاری می‌شد مانند سال پیامبر اعظم(ص) یا سال امام علی(ع) بیشترین فراوانی به ترتیب اسم محمد و علی بود.
همچنين بیشترین فراوانی نام‌های خانوادگی در سطح کشور به ترتیب محمدی، حسینی، احمدی، رضایی، مرادی، حیدری، کریمی، موسوی، جعفری و قاسمی است. منبع/جهان
روی ملودی «مدرسه موش‌ها» هم مداحي می‌كنند!
غلامرضا کویتی‌پور نیازی به معرفی ندارد. وقتی یاد و نامی از خرمشهر به میان می‌آید، «ممد نبودی ببینی» اش همین طور در ذهن فراموش‌کارمان رژه می‌رود و حالمان دگرگون می‌شود. او از بزرگان عرصه مداحی و نواهای مذهبی ایران است. کویتی‌پور در باره ورود ابتذال در مداحی‌ این روزها و ترفندهای مختلف مداحان جوان برای جذب بیشتر مخاطب، گفت: «در مداحی این روزها هم در موسیقی و هم در مفهومی که از ائمه‌ اطهار(ع) و مخصوصاً واقعه‌ کربلا بیان می‌شود، انحرافات زیادی قابل مشاهده است. متأسفانه امروزه شاهد هستیم که بعضی از مداحان بر روی فلان ملودی که کلیپ‌های آن‌چنانی‌اش در ماهواره پخش می‌شود، روضه‌ امام حسین(ع) می‌خوانند! به عنوان نمونه یک‌بار وقتی در مجلسی بودم که از مقامات بزرگ مذهبی و کشوری هم حضور داشتند، یکی از روضه‌خوان‌ها داشت برروی ملودی «آره وای وای، وای وای وای وای» روضه حضرت ابوالفضل(ع) می‌خواند! این کارها هم توهین به بزرگان دینی‌ است و هم توهین به شعور مردم ما. یا خیلی بد است که روی ملودی «مدرسة موش‌ها» نوحه بخوانیم. این یعنی چی؟! توهین است دیگر. اعتراض من به بد بودن ملودی این‌کار (از ساخته‌های آهنگ‌ساز آقای علیقلی) نیست، روح عزاداری ربطی به مدرسه‌ موش‌ها و ملودی آن ندارد.
کویتی پور همچنین درباره نحوه عزاداری در چند سال اخیر گفت: از طرفی حرکات و مناسبت‌هایی در عزاداری‌ها رایج شده که نمی‌دانم از کجا آمده و خود نمایی‌های من در آوردی که جز خراب کردن روح عزاداری و یک فرهنگ وارداتی مهاجم چیزی نیست و هدفی را دنبال می‌کند و اینها همان خواسته دشمنان اسلام است.». منبع/پانا
توليد روزانه ۵۵ هزار ويروس رايانه‌اي!
رئيس سازمان پدافند غيرعامل كشور در نخستين همايش ملي دفاع سايبري با اشاره به اينكه امروز نبرد در فضاي سايبري به عنوان جبهه پنجم پس از نبرد در هوا ، فضا، دريا و زمين شناخته مي‌شود، گفت: بنا بر گزارش قرارگاه دفاع سايبري، كشور آمريكا روزانه ۵۵ هزار ويروس در جهان توليد مي‌شود كه از اين ميان برخي از آنها در حوزه مقابله با امنيت ساير كشورها به كار گرفته مي‌شوند.
سردار غلامرضا جلالي اظهار داشت: بايد بين ايمني و دفاع در حوزه سايبر تبعيض قائل شد و ما تهاجمي را به عنوان تهاجم سايبري به امنيت مطرح مي‌كنيم كه تهاجم سايبري به زيرساخت‌هاي اقتصادي يا نظامي كشور وارد شود و يا اينكه حملات سايبري باعث تلفات انساني شود. ضمن اينكه تلاش در جهت كاهش آسيب پذيري‌ها و افزايش بازدارندگي، تداوم فعاليت‌ها در حوزه سايبري، ارتقاء پايه‌اي در برابر تهديدات سايبري و توليد بومي نرم افزارها و ايجاد مدل سايبري دفاعي بايد در دستور كار كشور باشد. وي ادامه داد: در حال حاضر ۱۴۰ كشور دنيا در حال ساماندهي ساختار دفاع سايبري خود هستند. همچنين ۲۲ كشور نيز ساختارهاي خود را تنظيم كرده‌اند؛ حتي دشمنان كشور ما نيز برنامه‌هاي خود را در جهت تهاجم و دفاع در حوزه سايبري در سال ۲۰۱۲ مشخص كرده‌اند.
رئيس سازمان پدافند غيرعامل تصريح كرد: حمله روسيه به گرجستان يكي از نبردهايي بود كه جنگ سايبري در آن مشهود بود؛ زيرا روسيه بيش از حمله مستقيم نظامي به كشور گرجستان با حملات سايبري بسياري از سازمان‌ها و نهادهاي دولتي گرجستان را دچار مشكل كرد. وي افزود: از اهداف تهاجم سايبري مي‌توان به ايجاد بي‌نظمي و بي‌ثباتي در حوزه نظامي و اقتصادي به كشور هدف اشاره كرد؛ ضمن اينكه با توسعه شبكه‌هاي اجتماعي در فضاي سايبري هم اكنون شاهد بسياري از انقلاب‌هاي مخملي در بسياري از كشورهاست.
سردار جلالي در ادامه به ضعف‌ها و قوت‌هاي ساختارهاي سايبري كشور اشاره كرد و افزود: از نقاط ضعف در حوزه سايبر مي‌توان به عدم وجود سند راهبردي مدون در حوزه امنيت و دفاع اشاره كرد. ضمن اينكه پايين بودن آگاهي مردم و بومي نبودن سخت‌افزار و نرم‌افزارهاي موجود از ديگر نقاط ضعف در حوزه سايبر است. همچنين سهل‌الوصول بودن دستيابي به اطلاعات و ضعف سيستم‌هاي اطلاعاتي و شبكه‌هاي دشمن از جمله نقاط قوت كشور در حوزه فضاي سايبري است.
رئيس سازمان پدافند غيرعامل كشور افزود: ۷۰% خدمات دولت و مردم بايد در حوزه سايبر اتفاق افتد كه اين مهم نيازمند فراهم شدن فضاي مطمئن امنيتي است. ضمن اينكه سازماندهي ارتش سايبري با ۴ مؤلفه حوزه محتوا با گرايش فرهنگي، دفاع سايبري با گرايش دفاع در كل كشور، ارتش توليدكننده، بازدارنده و حمله كننده به دشمن و ارتش پشتيبان و مهيا كننده نيازهاي ارتش سايبري بايد شكل گيرد. منبع/پايداري
دهخدا دوبار قرار بود رئیس جمهور شود
درباره علی اکبر دهخدا، مردی که او را غالبا با لغت نامه‌اش می‌شناسیم، بسیار شگفت‌زده خواهیم شد آن هنگام که بدانیم لغت‌نامه یکی از آخرین کارهای خطیر دهخدا بوده و نوشتن آن را زمانی آغاز کرد که از فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی و حرفه روزنامه‌نگاری محروم شد و در نوعی تبعید به سر می‌برد.
و باز بیشتر تعجب می‌کنیم آن زمان که آگاه شویم این مرد که ما او را یک ادیب و محقق ادبی می‌دانیم در دو دوره حساس از تاریخ این سرزمین که می‌رفت پادشاهی جای خود را به نظام جمهوری بسپارد، به عنوان تنها کاندیدای ریاست جمهوری ایران مطرح شده و فقط در اثر این‌که جمهوری در آن دوره‌ها مجال تحقق نیافت، نام دهخدا به عنوان اولین رئیس‌جمهور ایران ثبت نشد.
علی اکبر دهخدا در سال 1257‌ه.ش به دنیا آمد و در اوان جوانی که مدرسه سیاسی تازه گشایش یافته بود، در آن مدرسه مشغول تحصیل شد. در سال 1281 ه.ش به عنوان منشی سفارت ایران در بالکان به وین رفت و در سال 1284ه.ش به ایران بازگشت. در اوائل نهضت مشروطه، میرزا جهانگیرخان شیرازی که تازه روزنامه صور اسرافیل را بنیان نهاده بود از دهخدا برای نویسندگی آن روزنامه دعوت کرد و خیلی زود به عنوان مهم‌ترین نویسنده "صور اسرافیل" شناخته شد. در آن دوره دهخدا یک مقاله جدی سیاسی یا اجتماعی را در ابتدای روزنامه و یک مطلب طنز تحت عنوان "چرند و پرند" در انتهای روزنامه و با نامي مستعار منتشر می‌کرد که در اغلب موارد نام مستعار او "دخو" بود. شیوه نگارش چرند و پرند را می‌توان شیوه جدیدی در روزنامه‌نگاری به شمار آورد که بعد از دهخدا نیز توسط روزنامه‌نگاران بسیاری به کار گرفته شد.
مقالات «چرند و پرند» چنان نیشدار و پرطرفدار بودند که به شکایات بسیاری علیه "دخو" منجر شد که اتفاقاً شاکیان نیز همه از رجال سیاسی و غالباً نمایندگان مجلس بودند.
با شروع استبداد محمدعلی شاه، دهخدا و چند نفر دیگر از ایران تبعید شدند. او "صور اسرافیل" را در پاریس و بعدها در سوئیس منتشر کرد و شعر معروف "یاد آر ز شمع مرده یاد آر" را که در سوگ میرزا جهانگیرخان شیرازی، مؤسس صور اسرافیل، سروده بود در آخرین شماره از این سری به چاپ رساند. پس از آن او و گروهی از دوستانش به استانبول رفتند و دهخدا سردبیری نشریه "سروش" را بر عهده گرفت. با فتح تهران و سقوط محمد علی شاه، انتخابات دوره دوم مجلس شورای ملی برگزار شد و دهخدا بدون اینکه در انتخابات شرکت کند از طرف مردم کرمان به عنوان نماینده انتخاب شد و به مجلس رفت. با آغاز جنگ نخست جهانی و اشغال ایران از شمال توسط روسیه و از جنوب توسط انگلستان و سقوط دولت، او با عده‌ای دیگر از سیاستمداران ابتدا به قم و سپس به کرمانشاه رفتند و دولتی تحت عنوان "دولت در مهاجرت" تشکیل دادند که زود منحل شد.
بعد از آن در دوره ضعف احمدشاه و مباحثی که در خصوص تبدیل سلطنت به جمهوری مطرح شده بود، دهخدا به عنوان تنها نامزد نخستین ریاست جمهوری ایران شناخته شد که این طرح با استقرار دیکتاتوری رضاخانی، به عمل در نیامد. پس از آن حکومت رضا شاه او را منزوی ساخت و دهخدا نیز از فعالیت‌های سیاسی دست کشید و به فعالیت‌های علمی و ادبی پرداخت. کار لغتنامه نیز زمانی شروع شد که دهخدا به مدت دو سال و نیم در میان ایل بختیاری به سر می‌برد و در واقع او فیش برداری‌های خود را در این دوره شروع کرد.
دهخدا با تأسیس دانشگاه تهران، به عنوان رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی مشغول به کار شد و در جریانات سیاسی بین ملی شدن صنعت نفت و کودتای 1332 قرار بود رئیس شورای سلطنت شود و با استقرار حکومت جمهوری، رئیس جمهور ایران شود که با جریان کودتای 28 مرداد، این بار نیز طرح جمهوری شکست خورد و مأموران کودتا به خانه دهخدا ریختند و او را مورد ضرب و شتم قرار دادند. دهخدا پس از آن تا زمان مرگ فقط به کار لغتنامه پرداخت تا این‌که روز دوشنبه هفتم اسفندماه 1334ه.ش در خانه خود در تهران درگذشت و پیکر او را در گورستان ابن‌بابویه شهر ری به خاک سپردند. منبع/آتي نيوز
شيوع سرطان در رهبران آمريكاي جنوبي!
هوگو چاوز، رئيس جمهوري ونزوئلا با اشاره به انتشار اخباري مبني بر بيماري سرطان رييس جمهوري آرژانتين خاطر نشان ساخت كه خود و رهبران برزيل و پاراگوئه نيز اخيرا به بيماري سرطان مبتلا شده‌اند! وي گفت: دولت ایالات متحده، رهبران آمریکایی جنوبی را به سرطان مبتلا می‌کند. چاوز افزود: آمریکا احتمالاً با اختراع یک تکنولوژی جدید توانسته است بیماری سرطان را بین رهبران آمریکای جنوبی پخش کند. چاوز همچنین به تلاش آمریکایی‌ها برای ابتلای زندانیان گواتمالایی به سرطان در دهه 40 که به تازگی از سوی خود آمریکایی‌ها افشا شده است اشاره کرد.
هوگو چاوز، رئیس‌جمهور ونزوئلا، نخستین رئیس‌جمهوری بود که در آمریکای جنوبی به سرطان مبتلا شد. پس از وی «لولا داسیلوا»، رئیس‌جمهور سابق برزیل به این بیماری دچار گشت. همچنین خانم «دایلما راسف» که جانشین وی شده و هم اکنون رئیس ‌جمهور برزیل است، نیز به سرطان مبتلا شده است! به تازگي هم اعلام شد، خانم «کرچنر»، رئیس‌جمهور آرژانتین، چهارمین شخصیت مهم آمریکای جنوبی است که به سرطان دچار گشته است!
گزارش تکمیلی جام نیوز به نقل از سایت بی‌.بی.‌سی فارسی حاکی است، آقای چاوز این سؤال را مطرح کرده است: «آیا این عجیب است که فکر کنیم آنها تکنولوژِی خاصی در اختیار دارند که می توانند با آن عده‌ای را به سرطان مبتلا کنند و تا به حال هم کسی درباره آن تکنولوژی چیزی نشنیده باشد؟»
شبکه جهانی «بی‌.بی‌.سی» در این باره گزارش داده است که هوگو چاوز، رئیس‌جمهور ونزوئلا، پس از آگاهی از ابتلای همتای آرژانتینی خود به سرطان در سخنرانی تلویزیونی، این احتمال را مطرح کرده که احتمالاً آمریکا، نوعی تکنولوژی را برای ابتلای رهبران چپ‌گرای آمریکای جنوبی به سرطان طراحی کرده است. چاوز همچنین به تلاش آمریکایی‌ها برای ابتلای زندانیان گواتمالایی به سرطان در دهه 40 اشاره کرد که به تازگی از سوی خود آمریکایی‌ها افشا شده است.
اما رؤسای جمهور بعدی در معرض سرطان کیستند؟ اگر احتمال هوگو چاوز را دست‌کم در همان حد احتمال در نظر بگیریم، شاید نفرات بعدی، رؤسای جمهور اکوادور و بولیوی، (رافائل کوررا و مورالس) خواهند بود. به گفته چاوز اکنون باید آنان بسیار مراقب خود باشند، چرا که هم اکنون سرطان در کمینشان است.
افزون بر این چهار تن که به سرطان مبتلا شده‌اند، اردوغان نخست وزیر ترکیه نیز به تازگی به این بیماری دچار شده است؛ بنابراین، باید پرسید آیا بیماری اردوغان هم در همین منظومه تحلیل می‌شود، یا بیماری او حادثه‌ای طبیعی است؟ منبع/جام نيوز، مشرق، تابناك